العلامة المجلسي

57

عين الحيات ( فارسى )

اى عزيز چنانچه در بدن آدمى حواسّ جسمانيّه هست كه به آن تميز در ميان محسوسات مىنمايد ، در روح آدمى نيز مثل آن هست كه به آن تميز ميان حقايق و معانى مىكند ، و چنانچه حواسّ جسمانى به آفتها از كار خود بازمىماند ، حواسّ روحانى را نيز آفتها مىباشد ، و چنانچه حواسّ جسمانى به آفتها از كار خود باز مىماند ، حواسّ روحانى را نيز آفتها مىباشد ، مثل آنكه ذائقهء صحيح و نيك و بد معطومات را مىشناسد ، و چون بيمار شد و مزاج او از اعتدال منحرف شد ، شيرين در ذائقهء او تلخ مىنمايد ، و بر ذائقهء او اعتماد نمىماند ، همچنين روح و عقل آدمى تا به شهوات جسمانى آفت نيافته ، در ذائقهء او اعمال نيكو و اخلاق پسنديده لذيذ و خوش آينده است ، و اطوار قبيحه و اعمال شنيعه از زهر در كام او ناگوارتر است . و چنانچه ديدهء سر تا صحيح است بر آن اعتماد مىباشد ، و چون سيل معاصى بر آن پرده انداخت ، نيك و بد را نمىشناسد ، همچنين ديدهء جان تا به نور ايمان روشن است حق را چنانچه بايد مىبيند ، و باطل را مىشناسد ، و چون سيل معاصى و بديها نور آن را مستور گردانيد ، بد را نيك مىبيند ، و نيك را بد مىداند ، و نيك و بد را به شهوتهاى نفس مىشناسد ، لذا از اطاعت گريزان است ، و معصيت را خواهان ، و همچنين نظير هر حاسّه از حواس در روح آدمى هست ، و صحّت و بيمارى مىدارد ، انشاء اللّه در محل ديگر تحقيق معنى قلب و نور و ظلمت آن و كورى و بينائى آن بيان خواهد شد . پنجم : عبادت محبّان است كه به‌سبب كثرت عبادت و بندگى به درجهء محبّت كه اعلا درجات كمال است رسيده‌اند ، بلكه محبوب معشوق حقيقى گرديده‌اند ، چنانچه حق سبحانه و تعالى در وصف امير المؤمنين عليه السّلام و اولاد اطهار او مىفرمايد